مادرم با مهر گفت : تو مادر شده ای، از برای حفظ نسلت، مادرم مرا هنوز نشناخته آیا که چنین می گوید؟! لحظه ای فکر من آشفت که نکند فلسفه ی بودن من هم این بود، تنها حفظ نسل؟! پس فرق من و سایر موجودات چیست؟من مادر شدم و دوباره مادر شده ام، تا که از دست نرود فرصت رشد عاطفه، تا نمیرد خاطره، تا بروید شاید، یک گل تازه میان گلهای بهشت، یا دوگل یا.. و مهمتر اینکه، دلخوشی نایابترین عنصر خاک است، شاید آنروز که شاعر میگفت : "دلخوشیها کم نیست"خبر از حال و هوای امروز نداشت، وقتی نیست، باید آفرید. دلخوشی، انگیزه است،مادرم با دست گرمش بر سرم کشید و گفت:دوباره میگویم که تو برای
برچسب: فلسفه ی بودن,فلسفه ی حرام بودن,فلسفه ی نجس بودن سگ,
نویسنده: نیکان حسینیپور
تاريخ: پنجشنبه
22 مهر
1395 ساعت: 11:56